close
تبلیغات در اینترنت
علی آبچوری و حسین ببی ( دونوازی )
مارا در شبکه هاي اجتماعي دنبال کنيد
اشکايي که بعد از شکست مي ريزيم همان عرق هايي است که براي پيروزي نريخته ايم - هيتلر

علی آبچوری و حسین ببی ( دونوازی )

نام خواننده:
نام آهنگ:
Artist:
Music name:

اجرای زیبا و دلنشین ساز قوشمه و دایره با هنرمندی اسطوره های خراسان

استاد علی آبچوری و حسین ببی

 

...:::  دانلـــود اجرا :::...

 

 بیوگرافی مختصر از علی آبچوری

علی‌خان یزدانی(زاده ۱۳۱۰ ابچور - درگذشته ۲۸ دی ۱۳۸۹) معروف به علی آبچوری نوازنده قوشمه بود

آبچوری در روستای ابچور، از توابع بجنورد در استان خراسان‌شمالی متولد شد. از ده سالگی بدون داشتن استادی نواختن قوشمه را فراگرفت و تاکنون نیز یکی از بهترین نوازندگان این ساز است و تا پیش از مرگ حسین ببی (یکی از دایره نوازان) با وی نزدیک به پنجاه سال کار هنری داشتند.[۱] همچنین آبچوری نوازنده قوشمه آلبوم شب سکوت کویر محمدرضا شجریان است.[۲] آبچوری یکی از شرکت کنندگان در جشنواره جهانی نی نوازان و بیستمین جشنواره موسیقی فجر بود

آثار

از زیبا ترین نواخت‌های وی می‌توان به قطعه درنا در مقام لو، دو قرصه و... اشاره کرد

 علی آبچوری، درپی ابتلا به بیماری هپاتیت صبح سه شنبه ۲۸ دی ۱۳۸۹ درگذشت

 

بیوگرافی حسین ببی - نوازنده دایره

حسین بَبی ( زاده ۱۳۱۵ بجنورد _ درگذشته ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ بجنورد) نوازنده دایره بود

زندگی و فعالیت هنری

استاد حسین بَبی ، فرزند نورمحمد در سال ۱۳۱۵ در شهر بجنورد واقع در استان خراسان شمالی به دنیا آمد. او پس از سه سال تحصیل در مکتب‌خانه، در بازارچه کفاشان بجنورد مشغول کفاشی شد و در سال ۱۳۳۶ به خدمت سربازی اعزام و تا پایان خدمت در گروه موزیک ارتش فعالیت داشت. او از همان زمان فعالیت هنری‌اش را در زمینه موسیقی مقامی آغاز کرد و تا این اواخر ادامه داد که در این مدت لوح تقدیر و جوایزی نیز کسب کرد. از جمله اخذ لوح سپاس و یادبود در هفتمین جشنواره موسیقی فجر، اخذ دیپلم افتخار در اولین جشنواره‌ی نی‌نوازان پیران، از هیأت داوران، توسط استاد حسن کسایی، تندیس بلورین فستیوال موسیقی کردی در سلیمانیه کردستان عراق، لوح سپاس به مناسبت سومین یادواره‌ی پیران چنگی موسیقی محلی خراسان شمالی، لوح تقدیر به عنوان پیشکسوت در عرصه فرهنگ و هنر استان خراسان شمالی و انتقال تجارب ارزنده‌ی موسیقی مقامی به نسل جوان، لوح سپاس موسیقی مقامی شهرستان بجنورد، لوح تقدیر در بیستمین جشنواره موسیقی فجر

آثار

استاد حسین ببی به همراه استاد علی آبچوری آثار هنری متعددی از خود به جای گذاشت

حسین ببی با محمدرضا شجریان و کیهان کلهر در آلبوم شب سکوت کویر همکاری کرد

استاد حسین ببی روز جمعه، هجدهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۸ درگذشت

 

بیوگرافی اساتید به قلمی دیگر

برای اطلاع از بیوگرافی ایشان از قلم استاد سید احسان سیدی زاده به ادامه مطلب مراجعه کنید

/**/

مرحوم حسین ب بی نوازنده الدفی (دایره) واستادآبچوری

شنیده بودم روی تخت بیمارستان تامین اجتماعی بجنورد بستری است برای رفتن به بیمارستان آماده شدیم که گفتند او مرخص شده و به خانه رفته است. خوشحال شدیم که وضعیت جسمانی اش بهتر شده است و با هماهنگی یکی از هنرمندان به دیدنش رفتیم.«علی آبچوری» تا کنار در به استقبال آمد. وارد خانه شدیم. می توانستم خوشحالی اندکش را از « به یاد ماندن» در چهره اش ببینم. آبچوری سال 1310 به دنیا آمد و نواختن قوشمه را از 10 سالگی شروع کرد.خودش می گوید: خیلی به این ساز علاقه داشتم و به همین دلیل در پی یادگیری اش بودم در این سال ها هیچ سازی جز قوشمه نزدم.او با افتخار از این ساز صحبت می کند: من برای یادگیری قوشمه به هیچ استادی مراجعه نکردم آن قدر علاقه داشتم که به تنهایی یاد گرفتم و ذهن و قلبم در این مورد خیلی همراه بود. نخستین بار قوشمه را دست یکی از بستگانم «غلامرضا یزدانی» دیدم و شیفته اش شدم وخودم رمز و راز این ساز را آموختم.وقتی یاد سختی ساز زدن با قوشمه می افتیم داشتن نفس زیاد در این ساز را هم به یاد می آوریم، صحبت آبچوری در ذهنم تداعی می شود که می گوید: چون خودم سعی کردم بدون آموزش قوشمه بزنم چند سال اول نمی توانستم «نفس گردان» کنم چون خیلی خیلی سخت است. سرانجام با آزمون و خطا و تمرین یاد گرفتم و اول قوشمه زدن را از مجالس شروع کردم و به جشنواره های زیادی راه یافتم تا به این حد رسیدم.برایم این سخن آبچوری هم جالب بود وقتی از او پرسیدم چه قدر از کار خودت راضی هستی؟ می گوید: الان من می توانم از کار خودم تعریف کنم، هر کسی می تواند ولی این تعریف خیلی ارزش ندارد چرا که دیگران باید کار مرا ارزیابی کنند.او از جشنواره سلیمانیه عراق خاطره خوبی دارد: وقتی برای اجرای موسیقی به جشنواره موسیقی کرد سلیمانیه عراق رفتیم خیلی ما را تحویل گرفتند و از کارمان استقبال کردند این توجه آن ها، برای من خیلی باارزش بود.یاد حسین به بی افتادم، می دانستم علی یزدانی(آبچوری) دوست صمیمی اوست، مانده بودم از او درباره به بی بپرسم یا نه! می ترسیدم هجوم خاطره ها بغضش را بترکاند ولی باید می پرسیدم پس از حسین به بی گفتم! آبچوری سکوت کرد! به نقطه ای کور خیره شد و به آرامی گفت: بیشتر از 50 سال با حسین بودم، خاطرات من کنار او بود، هیچ کس را مثل حسین عاشق کارش ندیدم و شک نکنید در صد سال آینده کسی به هنرمندی به بی متولد نمی شود.آبچوری می گوید: 15 شاگرد در آموزش قوشمه دارم که به نظرم بهترین شاگردم «فرهاد باغچقی» است و آینده خوبی پیش رو دارد چون یاد گرفته است با قوشمه فقط آهنگ های اصیل و سنتی بنوازد.وی می افزاید: من به آهنگ های اصیل پای بندم و به هیچ وجه آهنگ جدید نمی زنم و حتی یک ملودی جدید به کار سنتی ام اضافه نمی کنم.وی ادامه می دهد: از وقتی سازهای جدید مثل گیتار و ارگ و ویولن آمده است علاقه مندی به سازهای ریشه دار مثل قوشمه کم شده ولی همان اندک علاقه مندان هم با جان و دل کار می کنند.وی اظهار می دارد: متاسفانه مسئولان بجنورد قدر هنر موسیقی به خصوص ساز قوشمه را نمی دانند ما هر جا برای جشنواره می رفتیم روی چشمشان می گذاشتند ولی در بجنورد و استان ما فقط بی محلی و بی توجهی است.او عنوان می کند: 12 سال و 3 ماه است که بیمه ام و بیمه شدنم از طریق مشهد در کمتر از 20 روز انجام شد، این در حالی بود که مسئولان محلی به این مسئله بی توجه بودند.وی بیان می کند: مدیران زیادی در اداره ارشاد بجنورد و استان تغییر یافته اند ولی مسئولان فعلی هیچ کمک و حمایتی نمی کنند.آبچوری خاطرنشان می کند: ما برای شرکت در جشنواره به تهران رفته بودیم و محل اقامت ما هتل بزرگ تهران بود، «محمدرضا شجریان» آمد و از من خواست به خانه اش بروم تا به طور مشترک کاستی را پر کنیم، در ابتدا سرپرست ما اجازه نداد تا این که جشنواره به پایان رسید و من یک شبه کاست «شب، سکوت، کویر» را با شجریان پر کردم فقط به خاطر عشقی که به سازم داشتم و این در حالی بود که هیچ اسمی از من به میان نیامد و هیچ مبلغی را نیز دریافت نکردم. حتی آقای شجریان زنگ نزد که بگوید کارت عیب داشت چه برسد به این که بخواهد تشکر کند و حتی یک کاست برای یادگاری هم برایم نفرستاد. خب این یعنی از علاقه هنرمندان سوءاستفاده می شود و هیچ کس نیست که حمایت کند. در حالی که آقای شجریان خودش گفت از همان آلبوم 150 میلیون نوار فروخته است.از علی آبچوری می پرسم چه انتظاری از مسئولان دارید که لبخند تلخی تحویلمان می دهد و می گوید: انتظار؟! چه انتظاری می توانم داشته باشم وقتی که به ما نمی رسند؟ وقتی ما را نمی بینند؟ چه می توانم بگویم وقتی 14 شبانه روز در بیمارستان بستری بودم و تا به الان هیچ کس نیامد بپرسد که حالم چه طور است!(خراسان شمالی: برخی مسئولان امر سرانجام جمعه گذشته برای عیادت از این هنرمند بزرگ استان رفته بودند، آن هم آن طور که ما مطلع شدیم به واسطه یکی از هنرمندان بعد 17 روز متوجه شده اند و رفته اند! سوال های زیادی با این حرکت مسئولان در ذهن نقش می بندد!)وی می افزاید: پس از عید نوروز امسال 8 روز در بیمارستان بستری بودم و بهتر شدم تا این که دوباره حدود یک ماه قبل دردهایم شروع شد و 14 شبانه روز در بیمارستان بودم. الان وضعیت جسمانی ام خوب است ولی دکتر برایم قوشمه زدن را ممنوع کرده است.وقتی جمله آخر را گفت می دانستم آبچوری به همان چیزی فکر می کند که در سر ماست؛ به این موضوع که چه قدر آبچوری می تواند این ممنوعیت را تحمل کند، او حتی از گفتن این که ساز زدن برایش ممنوع شده است بغض می کند پس اگر این ممنوع شدن طولانی شود... چه می شود؟!دوست دارم بحث را عوض کنم که هنرمند تئاتر استان که زحمت هماهنگی برای این مصاحبه را متحمل شد «حکمت شیردل» کمک می کند و می پرسد برای خوانندگان روزنامه خراسان شمالی بگویید کدام آهنگ تاثیر بیشتری روی شما می گذارد؟ به کدام آهنگ بیشتر علاقه دارید؟آبچوری می گوید: همه آهنگ های اصیل خوب است، ولی من عاشق آهنگ ا...مزار، سردار عیوض و بعد هرای هستم، وقتی قوشمه می زنم حس می کنم اگر 100 ساله هم شوم پیر نمی شوم!وی اضافه می کند: من 2 پسر دارم و 2 دختر که خیلی دوستشان دارم. قوت قلب زندگی من هستند به خصوص از 2 سال پیش که همسرم را از دست دادم و تنها شدم فرزندانم امیدی برای ادامه زندگی ام هستند.(خراسان شمالی: با گفتن این جمله بغض پنهان استاد آبچوری شکست. در تمام مصاحبه وقتی صحبت از بی توجهی مسئولان می شد دلتنگی و بغضش را متوجه می شدم ولی وقتی از همسرش گفت گونه اش خیس از اشک شد و سکوت کرد و با دستمال پارچه ای دستش اشک هایش را پاک کرد... چند دقیقه ای غم عجیبی همراه با سکوتی منقلب کننده حکم فرما شد عشق او به هنر و از طرفی به همسرش برایم قابل تحسین بود)کمی فکر کردم تا سوالی دیگر بپرسم گفتم از خانواده شما کسی قوشمه می زند؟می گوید: نه! سال ها پیش آقای شجریان به خانه ما آمد و گوشه اتاق آکاردئون پسرم را دید و من گفتم پسرم آکاردئون می زند، آقای شجریان از پسرم پرسید اگر می خواهی دنبال هنر بروی چرا ساز پدرت را نمی زنی؟ پسرم گفت پدر من با قوشمه و ساز و هنر به کجا رسیده که من رسیده باشم!می خندم و می پرسم خود شما اگر به 12 سالگی تان برگردید باز هم قوشمه را انتخاب می کنید؟ آبچوری با اطمینان می گوید: بله صددرصد قوشمه می زنم و با همین علاقه و عشق الانم ادامه می دهم. الان هم اگر دکتر ممنوع نکرده بود خیلی دلم می خواست ساز بزنم، قوشمه تنها یار من موقع دلتنگی بود که باید به طور حتم حداقل 5 دقیقه می زدم ولی الان...او می گوید: قوشمه را تا به حال فقط آقایان دنبال کرده اند و خانمی که قوشمه بزند من ندیدم البته اگر بخواهند می توانند، خود من یک شاگرد خصوصی خانم داشتم که به دلیل اصرار پدرش آموزشش را پذیرفتم و خیلی خوب پیشرفت کرد.وی عنوان می کند: ما قوشمه زن های خوبی داریم ولی قوشمه مرا هیچ کس نمی تواند بزند چون دمیدن در ساز من نفس زیادی می خواهد که فقط خودم از عهده اش برمی آیم چون نوع ساخت سازم فرق دارد.آخر مصاحبه علی آبچوری دختر او «سوسن یزدانی» هم به ما پیوست و چند سوال از او پرسیدم او می گوید: وقتی پدرم قوشمه اش را کوک می کرد هیچ کس اجازه دست زدن به ساز پدر را نداشت چون بی نهایت روی سازش حساس است، ما همه پدرمان را دوست داریم.او می افزاید: تمام قوشمه هایی که پدر می زد برایم خاطره است با خدابیامرز «حسین به بی» به مراسم و همایش ها می رفتند و با عشق ساز می زدند.دختر کوچک خانواده با بغض ادامه می دهد: مردم تا به الان کم نگذاشتند، همیشه احترام گذاشتند و پدرم هم هیچ کوتاهی برای بجنورد و ایران نکرد ولی نهاد ها و ادارات و مسئولان امر هیچ توجهی نداشتند. پدر من انتظار کمک مادی نداشت، ولی شغلش همین بود مغازه اش را باز نمی کرد که ساز بزند و مسئولان این را می دیدند، می دانستند و توجهی نمی کردند.وی اظهار می دارد: حتی سی دی هایی را که پدرم در تولید آن ها نقش داشته به عنوان یادگاری هم ندادند، می آیند از استعداد پدر، از علاقه اش سوءاستفاده می کنند و بعد هم فراموش می کنند استاد آبچوری هم وجود داشته است.

وی ادامه می دهد: تا زمانی که به پدرم نیاز داشتند دنبالش بودند به محض این که کارشان تمام می شد، یا علی، تمام.وی بیان می کند: پدرم ناراحتی کبد و هپاتیت B دارد و همین هرهفته برای درمان به مشهد می رویم. از او می پرسیم مسئولان برای ادامه درمان حمایتی کرده اند؟ و بعد از پرسیدن پشیمان می شویم وقتی مسئولان حتی برای عیادت نیامده اند چه انتظاری باید از آن ها داشت، که می گوید: تا این لحظه هیچ خبری نگرفتند فقط هنرمندانی که او را می شناختند برای عیادت آمدند به خصوص شاگرد پدرم آقای «بلندهمت» که خیلی پی گیر حال پدرم بود.او به عنوان سخن پایانی می گوید: صدای ساز پدر چیز دیگری است، حتی اگر با جوان ها رقابت کند باز هم پدر اول است و از مردم می خواهم برای سلامتی پدرم دعاکنند

برای دریافت طلاع بیشتر و دیدن عکس های تشییع پیکر آن مرحوم به لینک زیر(منبع) رجوع کنید

 

منبع: بجنورد1400

 



نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

هرگونه کپي برداري از قالب سايت طبق قانون خلاف است و پيگرد قانوني دارد

طراحي و کدنويسي : هايپر تمپ